بله دوست دارم از معلمی از ۲۷سال خدمت تلخ و شیرین بنویسم . حداقل معتقدم گه تجارب شخصی متفاوت از منظر انسانهای متفاوت میتواند برای خوانندکان بسیار رهگشا و لذت بخش باشد .

من در کلاسهای جامعه شناسی خود بشدت بی توجهی به امور زیر بنائی زندگی و بی اطلاعی از قوانین بدیهی حیات را درک میکردم و تمام سعیم باز کردن چشم سوم دانش آموزانم به روی واقعیت و حقیقت بود و در پایان یک سال تحصیلی بوضوح میدیدم که محصول تلاشم قابل برداشت است . ایمان به اهدافم در روشن سازی حس واقع بینی و عدالت گذاری از طرف دانش آموزان و عدالت پذیری با تشخیص درست ،دانش آموزانم را چنان به صعود اندیشه میرساند که هیچکس به ورقه خود در پایان سال اعتراض نمیکرد و تنها سلاح من در این ماراتن آموزش و تربیت به قول لرسطو و انیشتین استفاده از مثالهای ملموس و واقعی با استفاده از حواس دانش آموزانم بود و من به خود میبالم که اگر حتی یکنفر مرا به درستکاری و درست انذیشی یاد کند چون حتما او تربیت شده است . من هرگز نقش شخصیت فردی معلم در آموزش حتی علوم ریاضی را انکار نمیکنم و معلمی هنر عشق ورزیدن به شعور و علم و ایمان و آگاهی است وبه شرطی معلم موفق است که به معلمی خود اعتقاد داشته باشد و تنها شغلش نباشد