با هاله ای از نور میاید
چه فرقی میکند این آدمی کز دور میآید
خودش راضیست یا بِا زور میآید
چه فرقی میکند با هالهای از نور میآید
و یا با حالتی ناجور،
با مأمور میآید
چه فرقی میکند...
من عید حتماً میروم پیشش
و دستی میزنم آهسته بر ریشش
نه خواهم برد از یادش، نه خواهم گشت سیریشش
بگو بیپسته،
بیبادام،
بیفندق،
وَ لبریز از نخودچی ظرفِ آجیلش
بگو بیسکه باشد سفرههای سالتحویلش
بگو بیچاره باشد،
«بزچرانالدوله» باشد نام فامیلش
بگو از جنس ساندیس است زنبیلشچه فرقی میکند...
من عید حتماً میروم پیشش
و دستی میزنم آهسته بر ریشش
نه خواهم خواند بدبختش، نه خواهم گفت درویشش
بگو حتی ندارد توی جیبش یک هزاری هم
بگو حتی ندارد سیم کارتِ اعتباری هم
بگو نشمردهاند او را زمان سرشماری هم
بگو هرگز نداده رأی،
حتی رأیِ آری همچه فرقی میکند...
من عید حتماً میروم پیشش
و دستی میزنم آهسته بر ریشش
امیر سادات موسوی