ارمغان دوست
باران کـه میبـارد……
بغض میکنم
و مرور میکنم
قدمهایی که با هم
در گلدان کوچه کاشته ایم
باران که می بارد...
قطار نفسهایم راحت و بدون خس خس
به ایستگاه تو می رسد
باران که می بارد..
تمام شعرهایم به این جمله ختم میشود
دلم تنگ شده است......
(عنایت مقبلی)

بغض میکنم
و مرور میکنم
قدمهایی که با هم
در گلدان کوچه کاشته ایم
باران که می بارد...
قطار نفسهایم راحت و بدون خس خس
به ایستگاه تو می رسد
باران که می بارد..
تمام شعرهایم به این جمله ختم میشود
دلم تنگ شده است......
(عنایت مقبلی)
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 17:6 توسط شاهسوندی
|