برای خودم و از خودم
سعید عزیزم 
با رفتنت کلمات غمگین ،داغدار ،پژمرده و گریان را در دفترم زنده کردی و اشک و آهم را جاویدان ساختی .
کاش میشد میتوانستم بقیه عمرم رابدهم تا تنها یکهفته مهمانم شوی و اکسیژن وجودت را ارج بنهم .
برادر 26ساله و ناکامم
ای مهربان در قبل و بعد از سفر 

ای بخشنده در وجود

مرگ را برای پیوند با تو
انتظار میکشم .

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 23:31 توسط شاهسوندی
|