دل گرفته و نگرفته .
دل گرفتن امروزه واژه بسیار متداولی شده است . حتی در رسانه ها هم هر کس میخواهد اظهار وجود و فضل و صمیمیت کند میگوید اگر دلتان میگرد و یا چرا دلتان میگیرد و یا خدا کند دلتان نگیرد و یا دل گرفته و.....و من همیشه معتقد بودم دل که الکی و دو لکی بیخود نمیگیرد بلکه بعضی دل را میمیرانند تا بگیرد و چقدر هم سماجت میکنند تا موفق شوند و اگر دیدند دل نگرفته و حتی ظاهر خوشی دارد بیشتر وبیشتر سماجت میکنند تا دل نگرفته را از پا دراورند تا یا بمیرد یا بگیرد و من اینروزها با تلاش و مساعدت نزدیکانم و نزدیکترینهایم با وجود بی تفاوتی و سماجت دلم در نگرفتن دلم دارد راستی راستی میگیرد از چی ؟ از دیدن حقایق و انکار آنها از صدرویی از رنگ عوض کردنهای بیحد و حصر از انکار و اصرار بیهوده و از نامردی و از پا گذاشتن روی قلب پر احساسم . و منهم دارم به مرزی میرسم که آرزو کنم کاش دلشان بگیرد آنانی که دل مرا میگیرانند نه بوسیله من که باز هم دلم نمی اید بلکه بوسیله خالق دلها .
+ نوشته شده در شنبه ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت 1:2 توسط شاهسوندی
|