اهلیم کنید
روباه گفت:سلام
شازده کوچولو مودبانه گفت:سلام
شازده کوچولو گفت:بیا با من بازی کن. نمی دانی چقدر دلم گرفته است!
روباه گفت: نمی توانم با تو بازی کنم، اخر هنوز کسی مرا اهلی نکرده است.
شازده کوچولو گفت:من دنبال دوست می گردم. اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت: اهلی کردن کاری است که دیگر فراموش شده است. اهل کردن یعنی ایجاد علاقه و دلبستگی، خلق پیوند.
روباه:ببین، برای من، فعلا تو یک پسر بچه ی معمولی هستی. پسر بچه ای مثل صد هزار پسر بچه ی دیگر.نه من به تو نیازمندم، و نه تو به من نیاز داری. من هم برای تو چیزی بیشتر از یک روباه نیستم.روباهی مثل صدهزار روباه دیگر. اما اگر تو مرا اهلی کنی، هر دو، نیازمند همدیگر می شویم. آن وقت، تو برای من موجودی می شوی که در دنیا بی نظیر است. من هم برای تو روباهی می شوم که در دنیا مثل و مانند ندارد.
روباه:حوصله ام از این زندگی یکنواخت کمی سر رفته است. اما اگر و مرا اهلی کنی، مثل این است که زندگی ام با طلوع خورشید روشن شود. آن وقت، من صدای پایی را خواهم شناخت که با صدای پاهای دیگر تفاوت دارد. صدای پاهای دیگر مرا وامی دارد که با عجله به درون لانه ام درزیر زمین بروم، اما صدای پای تو مثل نغمه ی موسیقی، مرا از لانه بیرون می کشد. یک چیز دیگر، نگاه کن، آن گندمزار را می بینی؟ من نان نمی خورم. به همین دلیل گندم برای من چیز بی فایده است و گندمزار مرا به یاد چیزی نمی اندازد، و البته این موضوع جای تاسف دارد. اما موهای تو طلایی است. حالا تو اگر مرا اهلی کنی، فکر کن چه اتفاق جالبی می افتد! همین گندمزار طلایی، مرا به اید تو می اندازد و صدای وزیدن باد در گندمزار را هم دوست خواهم داشت...
روباه گفت:تو فقط چیزهایی را می توانی بشناسی که اهلیشان کرده باشی.آدم ها دیگر وقت شناختن چیزی را ندارند. هر چیزی را که بخواهند ساخته شده و آماده از فروشگاه می خرند. اما از آنجا که در هیچ فروشگاهی دوست نمی فروشند، آدم ها مانده اند بی دوست.تو حتی اگر دنبال دوست می گردی، مرا اهلی کن...
!