امروز هفتمین روز باز نشستگی من است . نمیدانم بگویم خوشحالم یا نه چون افکار متفاوتی در وجودم جریان دارد بقول شعرا پاییزیم . وقت و فکر و وجودم ظاهرا در خدمت خودم است و خودم در خدمت احساسات متناقض و پراکنده زندگی .

پارادوکس زیبا و حل نشدنی است . یک تناقض غیر سقراطی و و اقعی .

از خدا واقعا کمک میخواهم تا این روزهای بی بدیل را به خیر بگذراند .

از فردا میخواهم به کلاس یوگا بروم .پیاده روی  را هم هر روز در برنامه ام دارم .