دختر با موهای بافته شده و قهوه ای رنگش بر روی نیمکت انتظار نشسته است
چشمان عسلی اش بارانی ست
و لباسش نارنجی رنگ . . .
صورتش را که ببینی پر است
از غم و ماتم ، درد و هجرت . . .
آری تابستان که برود دختر می آید !
پاییز را میگویم . . . !
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر ۱۳۹۲ ساعت 10:6 توسط شاهسوندی
|
من من هستم منحصر به فرد با خصوصیات خاص خود یوگیست ،شاعر .نویسنده ،هنرمند ،جامعه شناس ،روانشناس ،مادر توانا و همسری کم توقع و شهروندی فرهنگی و حساس و بنده ای فروتن و دوستی آماده فداکاری . به دنیای زیبای من خوش آمدید . چای رفاقت من همیشه تازه دم است .تقدیم شما .