من نه عاشق بودم

و نه محتاج نگاهی که بلغزد برمن

من خودم بودم و یک حس غریب

که به صد عشق و هوس می ارزید

من خودم بودم و دستی که صداقت می کاشت

گرچه در حسرت دستی پوسید

و خدا می داند

سادگی از ته دلبستگی ام پیدا بود

من نه عاشق بودم

و نه دلداده به گیسوی بلند

و نه آلوده به افکار پلید

من به دنبال نگاهی بودم

که مرا از پس دیوانگی ام می فهمید

روزگاریست غریب

من چه خوشبین بودم

همه اش رویا بود

            ...و خـــــدا می داند