ندای محکم وجدان
امشب عذاب وجدان سهمگینی دارم . خوابیدن با این ندامت بنظرم بسیار شرم آور است . امشب برای تساوی حقوق خود با خواهر و برادرانم با مادرم بحث کردم و او را متهم به تبعیض نمودم و مانده ام اگر منطقی عمل کرده ام پس چرا اینقدر در محکمه درون مجرم شناخته شده ام . فردا باید دلش را بدست بیاورم وگرنه شبهایم جهنم میشود . خدا مرا کمک کند تا فردا من و او سالم باشیم و من از او شرمنده نباشم . گاهی اوقات خیلی حق طلبانه ظلم میکنم و بعد وجدانم مرا لکد کوب میکند و نهیب میزند که اگر طالب عدالتی چرا پنجه بر گلویش میگذاری .
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 1:57 توسط شاهسوندی
|