مهربان من ....
دوست دارم گوشه ای بنشینم و زیر لب صدایت کنم.

هرکسی به روشی تو را شناخته است و
به زبانی از تو چیزی می خواهد و من افتخارم این است که تو را نشناختنم
شناختم. فهمیده ام که تو فهمیدنی نیستی و در وهم نمی گنجی . اصلا یک جوری
هستی. گاهی اوقات در نهایت ناامیدی به آدم امید می دهی و گاهی در نهایت
امیدواری ، تلنگری می زنی که مواظب باش.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد ۱۳۹۲ ساعت 15:30 توسط شاهسوندی
|